معنی وخواخ
4 بازدید
[ وَخْ ] (ع ص) فروهشته شکم فراخ پوست سست و کسلمند نامرد یا آنکه خواهش زنان ندارد. (از منتهی الارب) (آنندراج). فربه که می لرزد گوشت او. (مهذب الاسماء). ضعیف و سست و فروهشته شکم که پوست شکم وی فراخ باشد و عنین و آنکه میل به زن ندارد و کسلمند و بی حال. (منتهی الارب). || خرمای نرم. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «وخواخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر