معنی وحوحة
4 بازدید
[ وَحْ وَ حَ ] (ع اِ) آواز گلوگرفته. (منتهی الارب). || (مص) دمیدن در دست از سختی سرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بانگ کردن با گرفتگی گلو. (تاج المصادر بیهقی). بانگ کردن به آوازی که در آن گرفتگی بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وحوحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر