معنی وحص
8 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) آبله ریزه که در رخسار دختر ملیحه برآید. || (مص) بر زمین کشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). این لغت یمانی است. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وحص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حص» برای سرودن شعر