معنی وحشتی
5 بازدید
[ وَ شَ ] (اِخ) از شاعران و از مردم جوشقان از توابع کاشان است. این بیت ازوست: فرهاد اگر از بیستون گلگون به گردن میبرد من بیستون را میبرم کارم چو بر گردن فتد. (مجمع الخواص ص ۲۲۳).
کلمات همقافیه با «وحشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر