معنی وحدان
6 بازدید
[ وُ ] (ع ص، اِ) جِ واحد. (اقرب الموارد) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). به معنی یکی. (آنندراج). رجوع به واحد شود.[ وُ ] (اِ) مقابل شایگان. (یادداشت مرحوم دهخدا): بود الحق «تا»ی چند دیگر از وحدان ولیک چون ممات و چون قنات و چون زدات و چون عذات گفتم آخر شایگان خوش به از وحدان بد فی المثل چون حادثاث ای از ورای حادثات. انوری.
کلمات همقافیه با «وحدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر