معنی وحج
5 بازدید
[ وَ حَ ] (ع مص) پناه گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ملتجی شدن. (اقرب الموارد). || (اِ) جای پناه. (منتهی الارب). ملجأ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وحج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حج» برای سرودن شعر