معنی وحادة
4 بازدید
[ وَ دَ ] (ع مص) وُحودَة. وحود. وَحْد. وَحدة. حِدَة. (ناظم الاطباء). تنها و یکتا ماندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). یگانه شدن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «وحادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر