معنی وحاة
6 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) آواز مردم و جز آن که دراز و خفی باشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (المنجد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). وَحی ََ. (منتهی الارب): سمعت وحاة الرعد؛ ای صوته الممدود الخفی. (ناظم الاطباء). رجوع به وحی شود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وحاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر