معنی وجین
7 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) کرانهٔ وادی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کرانهٔ زمین درشت هموار اندک بلند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ وَ / وِ ] (اِ) وجین کردن. پاک کردن کشت از علف هرزه و خودرو. (ناظم الاطباء). کندن علف های هرز از زمین زراعتی. واچین کردن. فرخو کردن کشت. گزین کردن کشت. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «وجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر