معنی وجوز
5 بازدید
[ وُ ] (ع مص) کوتاه کردن سخن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). وَجازة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). وَجز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وجازة و وجز شود.
کلمات همقافیه با «وجوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر