معنی وجور
6 بازدید
[ وَ / وُ ] (ع اِ) داروی در دهن ریختنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). داروی رقیق که در حلق ریزند. (غیاث اللغات) (آنندراج). هر دارو که به دهان طفل یا مریض ریزند آنگاه که تناول آن ممکن نگردد. (از بحر الجواهر) (زمخشری). دارو که به دهن فروریزند. ج، وجورات. || سخن ناپسند و شنوائی آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر