معنی وجهة
6 بازدید
[ وِ هَ ] (ع اِ) روش و طریقه. (ناظم الاطباء). || سوی و کرانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنجا که روی کنند. (مهذب الاسماء). موضعی که به طرف آن رو کرده شود. (غیاث اللغات). || دین. || قبله. (مهذب الاسماء). || اعتبار: وجههٔ ملی. || صفحه. یک روی نامه : هو مجلدة ضخمة تحتوی علی عشرین کراسه فی کل وجهة عشرون سطراً. (معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۲ ص ۵۶).[ وُ هَ ] (ع اِ) روش و طریقه. (ناظم الاطباء). || سوی و کرانه. (منتهی الارب).[ وَ جُ هَ ] (ع ص) مؤنث وَجُهْ؛ یعنی زن باقدر و منزلت. (ناظم الاطباء). رجوع به وَجُه شود.
کلمات همقافیه با «وجهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر