معنی وجلة
6 بازدید
[ وَ جِ لَ ] (ع ص) مؤنث وَجِل. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زن ترسناک. (ناظم الاطباء). ج، وجلات. (اقرب الموارد). رجوع به وجل شود.
کلمات همقافیه با «وجلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر