معنی وجز
6 بازدید
[ وَ ] (ع ص) تیزجنبش سریع الحرکة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). وجزة مؤنث آن است. (منتهی الارب). تیزجنبش تندرونده و سریع الحرکة. (ناظم الاطباء). || زوددهنده. (منتهی الارب). سریع العطا. (از اقرب الموارد). || شتر تندرو. (اقرب الموارد). || سبک و کوتاه از کار و سخن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || چیز کوتاه و موجز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سبک و کوتاه از هر چیزی. (منتهی الارب). || (مص) کوتاه کردن سخن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وجازة (منتهی الارب) (اقرب الموارد). وُجوز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به وجوز و وجازة شود.
کلمات همقافیه با «وجز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جز» برای سرودن شعر