معنی وجدی هندوستانی

معنی وجدی هندوستانی

5 بازدید
[ وَ یِ هِ ] (اِخ) از شاعران است. مجمع الفصحاء دربارهٔ او گوید: اصلش از لکهنو و اسمش میرزا زین العابدین و از معاصرین بود به ایران آمده چندی سکونت کرده است. از اوست: جز گریه نیست کار دل دردناک ما گوئی که با سرشک سرشتند خاک ما. ای پرستار چه حاصل ز مداوا که طبیب داروی درد نداند اگر افلاطون است. تو بدینگونه که دلها بربایی از دست نتوان گفت که یک اهل دلی دیگر هست سر عشق تو اگر فاش شود جرمم نیست زآنکه گنجینهٔ اسرار که دل بود شکست. هر که را زخم زنی زندهٔ جاوید شود آب تیغت مگر از چشمهٔ حیوان باشد ای خوش آندل که در آن زلف مقید گردد خوش اسیری که در آن چاه زنخدان باشد. (مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۵۲۸).

کلمات هم‌قافیه با «وجدی هندوستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید