معنی وجبة
6 بازدید
[ وَ بَ ] (ع مص) سقوط کردن و افتادن بر روی زمین. (اقرب الموارد). به یک بار افتادن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و در تاج العروس آمده که وزن فعله در اینجا برای مرهٔ واحده نیست بلکه مصدر است مانند وجوب. (اقرب الموارد از تاج العروس). || افتادن با صدای شدید. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || یک بار خوردن در شبانه روزی و یا خوردن هر روز به وقتی معین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خوردن به روز یک بار. (المصادر زوزنی): هو یأکل الوجبة؛ ای یأکل فی الیوم و اللیل مرة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، وجبات. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || وجوب. (ناظم الاطباء). رجوع به وجوب شود. || (اِ) بانگ چیزی که می افتد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شکوخیدگی یا بانگ برفتنده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وجبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر