معنی وثیقت
5 بازدید
[ وَ قَ ] (از ع، اِمص) وثیقة. پیمان. عهدنامه : بفرمود شه تا وثیقت نوشت بدو داد و شد سوی بزم از بهشت.نظامی. - وثیقت نامه؛ عهدنامه : خدایا چون گل ما را سرشتی وثیقت نامهٔ ما را نوشتی.نظامی. سریرش باد در کشورگشایی وثیقت نامهٔ کشورخدایی.نظامی. || (اِمص) اِحکام. ابرام. محکم کاری : هر وثیقت و احتیاط که واجب بود اندر آن بجای آورد. (تاریخ بیهقی). رجوع به وثیقه شود.
کلمات همقافیه با «وثیقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر