معنی وثیق
5 بازدید
[ وَ ] (ع ص) استوار. (منتهی الارب) (آنندراج). استوار و محکم. (ناظم الاطباء). ج، وِثاق. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): متفق گشتند در عهد وثیق که نگرداند سخن را یک رفیق.مولوی. - ثوب وثیق؛ جامهٔ نیک بافته. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «وثیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر