معنی وثاقی
4 بازدید
[ وُ ] (ص نسبی) منسوب به وثاق. غلامی که با غلامان دیگر در حجره هایی متصل به سرای سلطنتی منزل داشت و آنان را وثاقیان مینامیدند. (فرهنگ فارسی معین): غلامان وثاقی را جدا به کوشک کهن محمودی فرودآوردند. (تاریخ بیهقی). و به در حاجب سرای با سلاحداران گردبرگرد تخت ایستاده با غلامی صد از وثاقیان سلطان. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «وثاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر