معنی وثاب
6 بازدید
[ وَثْ ثا ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه است از وثوب. بسیار برجهنده. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - ابووثاب؛ کنیه است عقاب و باز شکاری را زیرا که سخت پرواز میکند. رازی گوید ابووثاب آهوست که بسیار جست و خیز دارد. (از اقرب الموارد).[ وِ ] (ع اِ) تخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سریر. (اقرب الموارد). || گستردنی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). فراش. (از اقرب الموارد). || مقاعد. (اقرب الموارد). نشستگاه. (ناظم الاطباء). || (مص) برجستن. مواثبة. (منتهی الارب). || نشستن در لغت حمیر.
کلمات همقافیه با «وثاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر