معنی وثاء
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) کفته یا معیوب گردیدن دست بی شکستگی استخوان. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). وَثِئَت یده وثأً و وثاءً و وُثِئَت به طور مجهول نیز به همین معنی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وثاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر