معنی وتار
4 بازدید
[ وَتْ تا ] (ع ص) زه تاب. (دهار) (انساب سمعانی).[ وِ ] (ع مص) مواترة. (منتهی الارب). در پی یکدیگر شدن. || یک روز یا دو روز در میان روزه داشتن. || نامه و خبر در پی یکدیگر فرستادن یکان یکان با مهلت. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به مواتره شود.
کلمات همقافیه با «وتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر