معنی وبری
6 بازدید
[ وَ بَ ری ی ] (ع ص نسبی) منسوب به وبر. بادیه نشین. چادرنشین. صحرانشین. مقابل مدری. بدوی. بیابان باشی. || منسوب به وبر به معنی پشم. (الانساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «وبری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر