معنی وباص
6 بازدید
[ وَبْ با ] (ع ص) درخشان رنگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). براق اللون. (از اقرب الموارد). || (اِ) ماه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). قمر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وباص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر