معنی واگماریدن
5 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) پدید گشتن دندانها در هنگام خندیدن و تبسم کردن و روی در هم کشیدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واگماریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر