معنی واگذاشتن
7 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) ترک کردن. بازگذاشتن. (ناظم الاطباء). اعطال. (منتهی الارب). رها کردن. یله کردن : ثابت ساز نزد خاص و عام که امیرالمؤمنین فروگذاشت نمی کند مصلحت خلافت را و وانمی گذارد رعایت آن را. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۴). از منی بودی منی را واگذار ای ایاز آن پوستین را یاد آر.مولوی. || تفویض کردن. (آنندراج). تسلیم کردن. مفوض داشتن. تسلیم کردن به دیگری. احاله کردن. حواله کردن. محول کردن. توکیل کردن. - واگذاشتن به خدا؛ سپردن به خدا. حواله به خدا کردن. (ناظم الاطباء). تفویض حق نمودن. (آنندراج). || ساکن شدن. موقتاً آرام شدن و فاصله دادن. (یادداشت مؤلف). - واگذاشتن درد؛ موقتاً آرام شدن وساکن شدن درد. - واگذاشتن باران؛ سست شدن باران. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «واگذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر