معنی واکویدن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بازکاویدن. کاوش کردن. تفحص نمودن. درکاویدن چیزی و تجسس و جستجوی چیزی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واکویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر