معنی واژگون شدن
7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) سرنگون شدن. وارونه شدن. واژگونه شدن. باشگونه شدن. مقلوب گشتن. معکوس گشتن. وارون شدن. وارونه شدن. برگشتن.
کلمات همقافیه با «واژگون شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر