معنی واژگونه کردن
5 بازدید
[ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) معکوس کردن. برگرداندن. برگردانیدن. قلب. سرنگون کردن. رجوع به واژگون کردن شود.
کلمات همقافیه با «واژگونه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر