معنی واژگونسیر
7 بازدید
[ سَ / سِ ] (ص مرکب) که باژگونه رود. که واژگونه در رفتار آید. که معکوس سیر و حرکت کند. پس رونده. مدبر: طالب از باغ امیدم می دمد گلهای یاس واژگون سیر است آری کوکب سیاره ام. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «واژگونسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر