معنی واژگون
6 بازدید
(ص) وارونه. (برهان) (ناظم الاطباء). برگشته. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرنگون. معکوس. مقلوب. (ناظم الاطباء). واژگونه. (آنندراج). وارونه. واژون. واژونه. باشگونه. باشگون. || مجازاً شوم. نامبارک. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): این قصهٔ عجب شنو از بخت واژگون ما را بکشت یار به انفاس عیسوی.حافظ.
کلمات همقافیه با «واژگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر