معنی واژونهخوی
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص مرکب) کسی که خوی وی برگشته و بدکار شده باشد. (ناظم الاطباء). برگشته خو. بدخو. زشتخو: پس آیین ضحاک واژونه خوی چنان بد که چون می بدش آرزوی... فردوسی.
کلمات همقافیه با «واژونهخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر