معنی واچسبیدن
6 بازدید
[ چَ دَ ] (مص مرکب) بازچسبیدن. ملصق گشتن. || به دست گرفتن. (ناظم الاطباء). و رجوع به «وا» و چسبیدن شود.
کلمات همقافیه با «واچسبیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر