معنی واپوشیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) پوشیدن : به سرانگشت بخواهی دل مسکینان برد دست واپوش که من پنجه نمی اندازم. سعدی (کلیات چ فروغی ص ۲۱۱). و رجوع به پوشیدن شود.
کلمات همقافیه با «واپوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر