معنی واپس گذاشتن
5 بازدید
[ پَ گُ تَ ] (مص مرکب) به عقب انداختن. به تأخیر افکندن : وظیفه آن است که ما دو ماه واپس گذاریم... پس دو ماه واپس گذاشتند تا روز اول ماه خرداد. (تاریخ قم ص ۱۴۶).
کلمات همقافیه با «واپس گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر