معنی واپس رفتن
4 بازدید
[ پَ رَ تَ ] (مص مرکب) دست کشیدن. کناره کردن. || عقب کشیدن. || بازایستادن. عقب رفتن. بازرفتن. (ناظم الاطباء): هر که صبر آورد گردون بر رود هر که حلوا خورد واپس تر رود.مولوی. - واپس رفتن آب دریا و رودخانه؛ جزر.
کلمات همقافیه با «واپس رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر