معنی واپس جستن
5 بازدید
[ پَ جَ / جِ تَ ] (مص مرکب) به عقب جستن : جست واپس ز زیر شمشیرش جز گریختن نماند تدبیرش. میرنظمی (از شعوری).
کلمات همقافیه با «واپس جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر