معنی واپس بردن
5 بازدید
[ پَ بُ دَ ] (مص مرکب) بازپس بردن. || اعاده دادن. عقب بردن. از عقب بردن. (ناظم الاطباء). اخناس. (تاج المصادر بیهقی). ارجاه. (زوزنی): چو سیب رخ نهم بر دست شاهان سبد واپس برد سیب سپاهان.نظامی. گر او میبرد سوی آتش سجود تو واپس چرا میبری دست جود. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «واپس بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر