معنی واپس آمدن
7 بازدید
[ پَ مَ دَ ] (مص مرکب) برگشتن. بازآمدن. مراجعت کردن. (ناظم الاطباء): پیشه ها و خلقها از بعد خواب واپس آید هم به خصم خود شتاب.مولوی. یکدم ار مجنون ز خود غافل شدی ناقه گردیدی و واپس آمدی.مولوی.
کلمات همقافیه با «واپس آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر