معنی واپستن
5 بازدید
[ پَ تَ ] (مص مرکب) بازجستن. فراجهیدن. || در عقب نشستن. (ناظم الاطباء). || واپس جستن. (شعوری).
کلمات همقافیه با «واپستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر