معنی واهمه کردن
6 بازدید
[ هِ مَ / مِ کَ دَ ] (مص مرکب) بیم کردن. ترسیدن. اندیشهٔ ترس کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واهمه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر