معنی والسلام
5 بازدید
[ وَسْ سَ ] (ع شبه جمله) مجازاً، انتهی. خاتمه. تمت. این است و بس. و بس. و تمت. همین و بس. فقط. کلمه ای که بدان نامه یا گفتاری را ختم کنند: پور اگر پندپذیری همی پند من این است ترا والسلام.ناصرخسرو. ترا عمر چندانکه خواهی دهد همین است باقی دعا والسلام.سوزنی. چون تو همه زخم زبانی مدام کرم خور و خارنشین والسلام.نظامی. درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام.مولوی. صوفئی باشد به نزد این لئام الخیاطه و اللواطه، والسلام.مولوی. چه وصفت کند سعدی ناتمام علیک السلام ای نبی، والسلام.سعدی. - سلام و والسلام؛ سلام بی گفتگوئی دیگر. (یادداشت مرحوم دهخدا). آشنائی ساده بی مصاحبت و رفاقت و مؤانست. کنایه از پرهیز کردن و تجنب از دیگران : با مردم زمانه سلامی و والسلام. - والسلام و الاکرام؛ عباراتی که در پایان نامه نویسند یا سخن را بدان ختم کنند.
کلمات همقافیه با «والسلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر