معنی والجة
6 بازدید
[ لِ جَ ] (ع اِ) سختی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آن درد که بگیرد مردم را. (مهذب الاسماء). درد دندان و درد شکم یا ریش غربیلک یا نوعی از بیماری سخت. (منتهی الارب) (آنندراج). دردی است در شکم. (از المنجد). || درندگان. ماران. (از اقرب الموارد) (از المنجد). فی حدیث ابن مسعود: ایاکم و المناخ علی ظهر الطریق فانه منزل الوالجة؛ یعنی السباع والحیات. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «والجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر