معنی والبة
5 بازدید
[ لِ بَ ] (ع اِ) کشت دوباره برآمده. (منتهی الارب) (آنندراج). فراخ الزرع. و گفته اند: زراعتی که از ریشهٔ زراعت قبلی بروید. (اقرب الموارد). غلهٔ تازه درآمده. || غلهٔ دوباره کشته شده. (ناظم الاطباء) || فرزندان قوم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اولاد و نسل قوم. (اقرب الموارد). || بچگان گاو و گوسفند. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). بچگان گاو و شتر و گوسپند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «والبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر