معنی والانژاد
4 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) والاتبار. نژاده : پادشاه والانژاد را از مفارقت آن خدمتکار اخلاص آثار حزن و ملال بسیار روی نمود. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۵۲). و بعضی دیگر از آبا و اجداد شاه والانژاد می آراید. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۲۳).
کلمات همقافیه با «والانژاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر