معنی والامنش
6 بازدید
[ مَ نِ ] (ص مرکب) کسی که طبیعت وی عالی بود. (ناظم الاطباء). عالی طبع. بلندطبع. صاحب طبع بلند. بلندطبیعت : بفرمود خسرو که بنهید خوان بزرگان والامنش را بخوان.فردوسی. والامنشی که پشت در پشت آگاه بر شاه جهان عزیز و بر صاحب شاه. منوچهری.
کلمات همقافیه با «والامنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر