معنی والاسر
5 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) عالیمقام. والاحسب. بلندمرتبه. سرافراز: نه خسرونژادی نه والاسری پدرت از سپاهان بد آهنگری.فردوسی. بر بخردان مرگ والاسران به از زندگانی بدگوهران.اسدی.
کلمات همقافیه با «والاسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر