معنی واقف خلخالی
5 بازدید
[ قِ فِ خَ ] (اِخ) ملاعلیقلی خواهرزادهٔ ملانصراللََّه خلخالی و از شعرای قرن دهم است. طبعی به کمال رقت داشت و در اصفهان به افاده و تعلیم مشغول بود او را دیوانی است. این ابیات از اوست: در لباس فقر هم آسودگی نبود مرا بخیه های خرقه بر من جاده های وحشت است. * وسعت دشت به اندازهٔ پروازم نیست یاد صیاد و گرفتاری کنج قفسی. * میدهد یاد که دنیا گرهی پر باد است گردبادی که از این دامن صحرا برخاست. * نیست روشن طینتان را از غم گردون ملال در دل دریا گره کی موج دریا میشود. (از فرهنگ سخنوران) (از تذکرهٔ نصرآبادی) (از کتاب دانشمندان آذربایجان).[ قِ فِ خَ ] (اِخ) میرزا ابوطالب واقف خلخالی از شعرای قرن دوازدهم است. (از فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «واقف خلخالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر