معنی واصل گردانیدن
6 بازدید
[ صِ گَ دَ ] (مص مرکب) رسانیدن. واصل کردن. بردن : ملائکه ملاقات نمایند با آن امام دردهید بشارت او را به آمرزش، واصل گردانید به او تحفه های کرامت را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۱).
کلمات همقافیه با «واصل گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر