معنی واصل شدن
7 بازدید
[ صِ شُ دَ ] (مص مرکب) رسیدن و درآمدن. (ناظم الاطباء). واصل گردیدن. || پیوستن. || در اصطلاح صوفیه، به منتهی رسیدن و به حق متصل شدن : قابل امر و پی قابل شوی وصل جویی بعد از آن واصل شوی.مولوی. رجوع به واصل شود.
کلمات همقافیه با «واصل شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر